دوشنبه 22 تير 1405 - Mon 13 Jul 2026
  • استراتژی "مقابله به مثل یا پینگ پونگی" برای مقابله با تهاجمات آمریکا کافی است؟

  • گراهام به مرگ طبیعی مُرد یا کُشته شد؟

  • وضعیت بورس امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • کشور همچنان در شرایط جنگی قرار دارد

  • معمار جنگ در حساس‌ترین مقطع جنگی از صحنه محو شد + فیلم و عکس

  • وعده پشت وعده؛ الان هم وقت تغییر نسل نیست!

  • لیندسی گراهام قربانی کدام سرویس اطلاعاتی شده است؟ + عکس

  • حمله هوایی به لرستان

  • قیمت سکه و طلا امروز یکشنبه ۲۱ تیر

  • جنگ با واقعیت در قاب اسرائیل اینترنشنال +فیلم

  • توضیحات بقائی درباره جزئیات سفر عراقچی به عمان

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • تاکتیک فشار حداکثری با پوشش دیپلماسی

  • پیش‌بینی جدیدترین مسیر احتمالی بورس

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۲۱ تیر

  • بیانیه سنتکام درباره جدیدترین تجاوز آمریکا به ایران

  • قالیباف: دوران توافقات یک طرفه تمام شده است

  • قالیباف در مسیر لاریجانی؛ لانچر جنگ شناختی دست کیست؟

  • استوری مهران غفوریان برای مزار رهبر شهید

  • پایان اعضای باند دالتون‌های تهران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 32374
    تاریخ انتشار: 20/تير/1395 - 09:05
    گروه تولید و محتوای پایگاه خبری حامیان ولایت/ویژه

    فتنه 78 و برخورد جریان اصلاحات با این فتنه در زمان خاتمی / لحظه به لحظه با شکل گرفتن اتفاق کوی دانشگاه+تصاویر

    17 سال از واقعه فتنه 18 تیر 78 می‌گذرد؛ واقعه ای که هرچند در ظاهر با اعتراض چند تن از دانشجویان در کوی دانشگاه تهران به تعطیلی روزنامه سلام آغاز شد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که این فتنه، حاصل توطئه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که با استفاده از دانشجویان به وقوع پیوست.

    فتنه 78 و برخورد جریان اصلاحات با این فتنه در زمان خاتمی / لحظه به لحظه با شکل گرفتن اتفاق کوی دانشگاه+تصاویر

    کوی دانشگاه تهران که محل خوابگاههای دانشجویان این دانشگاه است از زمان کاندیداتوری سید محمد خاتمی و رقابت های انتخاباتیش در سال 76 به عنوان یکی از پاتوق ها دانشجویی، میزبان هواداران و گاها مخالفان  وی و  بحث‌های سیاسی دانشجویان بود. به طوری که در تاریخ 4 خرداد 78 در مقابل کوی دانشگاه تجمعی غیر قانونی صورت گرفت واین تظاهرات بین طرفداران خاتمی و ناطق نوری به تظاهرات بدل شد و با حضور نیروی انتظامی تجمع کنندگان پراکنده شدند.

    در هفدهمین روز از تیر ماه 1378در ساعت 9 شب عده ای در مقابل سینمای کوی، پلاکارد به دست، در حمایت از روزنامه سلام تجمع کردند. لباس‌های متحد الشکل بودن ‌آنها از ویژگی‌های خاص تجمع کنندگان بود. کم کم تعدادی از دانشجویان به آنها اضافه شده و با شعار الله اکبر خواستار حمایت دانشجویان  از این جماعت شدند.

    دانشجویان ساکن در ساختمان 22 در واکنش به این تجمع با سردادن شعار‌ و پرتاپ کیسه‌های بزرگ پر شده از آب با آنها برخورد کرده و کم کم  تجمع رنگ خشونت به خود گرفت. پرتاب بطری‌های شیشه و شعار های رکیک، بر التهاب این ماجرا افزود، ولی در همین لحظات، حدود 15 نفر از اعضای موثر انجمن اسلامی و جهاد دانشگاهی به این گروه ملحق شده و تجمع کنندگان، اعتماد به نفس بیشتری گرفتند وشعارها از چهارچوب دانشجویی به سمت توهین به سران نظام و خود نظام چرخش کرد. یکی از شعار هایی که بیشتر از بقیه تکرار می شد این بود: "طرح سعید امامی ملغی باید گردد"  سعید امامی یکی از اعضای برجسته ی وزرات اطلاعات بود که  دستنویس نامه‌ی محرمانه‌ای منتسب به وی توسط روزنامه سلام منتشر و سبب شده بود تا روزنامه سلام به این دلیل ( انتشار اسناد محرمانه ) توقیف شود. سعید امامی در این نامه نسبت به اشاعه شبهه و آسیب‌رسانی به دین و توهین و و خدشه وارد کردن به اسلام در روزنامه‌های زنجیره ای خواستار برخورد جدی تر و توجه بیشتر به این روزنامه شده بود؛ این دستنویس در قالب طرحی به عنوان اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شورای اسلامی مطرح شده بود. لازم به ذکر است سعید امامی مدام از جانب روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب به عنوان یکی از عاملین اصلی قتل های زنجیره ای عنوان می‌شد.

    انتشار این نامه با امضای سعید امامی سبب شده بود تا اعتراضات نسبت به اصلاح قانون مطبوعات آن هم به درخواست سعید امامی واکنشی بسیار شدید تر نشان دهند که این نشان دهنده ی این بود که انبار باروت کوی دانشگاه قبلا توسط یک سری عملیات روانی آماده انفجار بود. سعید امامی در حدود 19 روز قبل در اوین به طرز مشکوکی جان خود را از دست داده بود.

    در حدود ساعت21:30  کم کم تجمع کنندگان تعدادشان به حدود 40 نفر رسید و به سمت ساختمان های 17 18 19 21 و 22 حرکت کردند جمعیت آنها در حدود 200 نفر رسید و به سمت میدان اصلی کوی حرکت کردند و با عبور از در اصلی کوی وارد خیابان کارگر شمالی شدند و به سمت چهار راه جلال آل احمد حرکت کردند. در این لحظات تعدادی از معترضین با آسیب رساندن به خودرو ها به عابرین پیاده و راکبین موتور سیکلت ها حمله کردند در همین زمان با تماس یکی از مسئولین کوی با  کلانتری 125 یوسف آباد  مامورین به محل وارد شده و معترضین را پراکنده کردند.

    عده ی بسیاری به کوی برگشتند و در حدود 15 تا 20 نفر از جمعیت 200 نفری، در خیابان، باقی مانده وشروع به سردادن شعار علیه نیروی انتظامی و اهانت به آنها کردند همین امر سبب شد تا دوباره دانشجویان به بیرون از کوی بیایند و نیروی انتظامی درخواست نیروی کمکی کند. دو دسته از عوامل ناجا با سپر و باتوم در محل حاظر شدند فضای بیرونی کوی جو امنیتی به خود گرفت. دانشجو‌ها درگیر شده و ساعت بزرگ کوی را شکستند و با سنگ پراکنی و پرتاب کوکتل مولوتوف درگیری را شدت دادند.



     لاستیک آتش زدن‌ها خرد کردن شیشه‌های منازل و خودرو‌ها و گروگان گیری سه سرباز ناجا، خبر از ایجاد یک بحران می داد که اگر کنترل نمی شد می توانست در آتش افروخته خود بسیاری از حرمت ها و حریم های نظام را در خود از بین ببرد.

    در ساعت 30 دقیقه بامداد آقای سلیمانی معاون امور دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران و عضو علی البدل شهر تهران در جمع دانشجویان حضور یافت و از آنها حمایت کرد. وی با اصرار فراوان از دانشجویان خواست که به کوی برگردند ولی از آنها حمایت می‌کند. درگیری‌ها با گروگان گرفتن یک سرباز ناجا شدت بیشتری به خود گرفت ولی همچنان عده‌ای نقابدار شروع به فحاشی کرده و به فرمانده ناجا توهین ناموسی کردند درگیری تا ساعت 2:30 ادامه یافت. در حدود ساعت 3 درگیری ها به قدری زیاد شد که ناجا تصمیم گرفت به داخل کوی برود.

    دانشجویان از داخل کوی 4 کوکتل‌مولوتوف پرتاب کردند که چند سرباز به شدت دچار حریق شدند.همین مسئله و فحاشی معترضان سبب شد ناجا وارد کوی شده و چند دانشجو را نیز دستگیر کند ولی در هنگام خروج اخلالگران سه سرباز را گروگان گرفتند و به زیر زمین ساختمان شماره 14 منتقل کردند.درگیری ها و ضد و خورد تا ساعت 6 صبح ادامه می یابد بسیاری از خودرو های پارک شده ، مهد کودک امیر و بسیاری از شیشه های منازل شکسته و تخریب شد. حضور عده ای در میان تجمع کنندگان به عنوان لیدر ، نشان می دهد که این جریان توسط یک گروه زبده و آموزش دیده هدایت می‌شود. موضوعی که به احتمال فراوان بسیاری از دانشجویان حاضر در این تجمع از هویت آنان اطلاعی ندارند.

    ناجا تا ساعت 7 صبح در مقابل کوی دانشگاه می ماند ولی به دلیل خستگی شدید و خواب آلودگی بسیار و جهت تجدید قوا به سمت چهارراه جلال آل احمد عقب نشینی می کند. دانشجویان با دیدن عقب نشینی ناجا به داخل کوی می روند و با آتش زدن چند موتور سیکلت و تخریب امول کوی دانشگاه خسارات بسیاری را به بار می آورند.

    در ساعت 11جلسه ی شورای تامین استان در استانداری تشکیل شد و حوالی ظهر به ناجا دستور داده شد تا از صحنه خارج شود.

    در ساعت 13 مجددا تجمع برگزار می‌شود. در آنجا شایعه می شود که در حود 25 نفر در شب گذشته کشته شده‌اند! و این شایعه به سرعت در تهران می پیچد و دانشگاه‌های شهید بهشتی، خواجه نصیرالدین طوسی، امیرکبیر، شریف و علم وصنعت با نصب پلاکارد و گذاشتن نوار قرآن به این شایعه قوت دادند. درگیری‌ها میان نیروهای امنیتی و حاضرین در تجمع در طول روز ادامه یافت و با فرا رسیدن شب درگیری ها به شدت به خشونت کشیده شد.

    برخورد جریان اصلاحات و نگاه خاتمی از اوضاع شهر و فتنه

    در دولت اصلاحات که خود را حامی سر سخت آزادی بیان وانمود می‌کرد شاهد حاکمیت جریان لیبرالی بر مطبوعات بودیم.در این میان حساسیت دشمن بر مسئله فرهنگ و خشنودی آنها از سکانداری وزارت فرهنگ و ارشادکه متولی امور مربوط به مطبوعات است، توسط عطاءالله مهاجرانی که خود مهره ای سکولار بود را نمی توان در وخامت اوضاع نادیده گرفت.

    با گسترش هتاکی های این نشریات به باور ها وعقاید دینی مردم برخی از نمایندگان مجلس این جریان را بر نتابیدند و زمینه را برای مطرح کردن لایحه اصلاح قانون مطبوعات مناسب دیدند.این لایحه که بعد از انقلاب سال های زیادی در پیچ و خم های اداری مجلس خاک خورده بود حالا دوباره در دستور کار مجلس قرار گرفت که حاوی اصولی منطقی بود. اما به محض مطرح شدن این قضیه همین پایگاه های دشمن بلوایی از تیتر های درشت و تحریک کننده بر پا کردند که حاوی مضامینی چون استبدادی بودن این قانون، مخالفت آن با توسعه سیاسی،غیر قانونی بودن و مضامینی از این دست که اگر کسی بی خبر از همه جا فقط نگاهی به این تیتر ها می انداخت بر داشتش این بود که مجلس در حال تصویب لایحه قتل عام عمومی مردم است.

    در همین راستا روزنامه سلام با درج تیتر«سعید اسلامی (امامی) پیشنهاد اصلاح قانون را داده است»،دوره ای جدید از آشوبهای رسانه ای را بر پا کرد.البته این روزنامه که مدیر مسئولی آن به عهده موسوی خوئینی ها بود با شکایت وزارت اطلاعات و جمعی از نمایندگان مجلس به جرم افشای اسناد طبقه بندی شده وزارت اطلاعات توقیف شد.



    همین اقدام یعنی توقیف روزنامه سلام کافی بود تا دیگر بار هم قطاران مطبوعاتی آن در روزنامه های زنجیره ای قیل و قالی شدیدتر به پا کنند که از درج تیتر هایی با مضمون پایان سیاست ورزی و مخالفت با توسعه سیاسی گرفته تا پیش بینی متحمل شدن هزینه های سنگین برای نظام و ویرانگر بودن خشم دانشجویان بود و نهایتا فتنه ای را شروع کردند که ترمز آن را فقط رهبری و برخی مسئولین دلسوز توانستند بکشند.

    حالا دیگر تقریبا همه چیز آماده بود تا آشوبی که از مدت ها قبل با همکاری عناصر داخلی و خارجی تدارک دیده شده بود عملی شود و تهران بر سر آزمون قدرت حاضر شود.

    جمعی غیر دانشجو و لباس شخصی با همکاری دفتر تحکیم به کوی دانشگاه رفته و به تحریک دانشجویان پرداختند تا به اصطلاح علیه توقیف روزنامه سلام اعتراض کنند.ابتدا دانشجویان به خیال خود در حال اعتراض مسالمت آمیز بودند،شبیه آنچه همیشه اتفاق می افتاد و بدون دخالت نیروی انتظامی ختم به خیر می شد.اما ظرف چند ساعت عده ای فرصت طلب سوار بر این موج شدند و کنترل اوضاع را در دست گرفتند.

    دیگر شعار ها راجع به روزنامه سلام و مسائلی از این دست نبود بلکه شعار ها علیه رأس نظام و همراه با خشونت و عربده کشی و آتش زدن اموال و بستن خیابان و اقدامات خشن دیگری بود که قطعا از دانشجویان بر نمی آمد.دامنه اعتراضات بالا گرفته بود و اعتراض دانشجویی به هوچی گری تبدیل شده بود و آتش خشم آشوب گران هیچ کس و هیچ چیزی را سر راه خود سالم نمی گذاشت.


    اما در این بین مسئولین دولت اصلاحات کجا بودند؟چرا هیچ کس اقدامی نمی کرد؟از ساعات اولیه درگیری ها تلاش گسترده ای صورت گرفت تا با وزیر کشور ارتباط بر قرار شود و از او کسب دستور شود اما تا 4 صبح ایشان در دسترس نبودند و پس از اینکه بالاخره آقای موسوی لاری را یافتند دستور بر عدم برخورد با آشوبگران داد و توضیح ایشان گستردگی شورش ها بود که نیاز به برخورد را منتفی می کرد.آشوب طلبانی که با پیوند جریان قتل های زنجیره ای و توقیف روزنامه سلام بهانه ای برای ریختن آبروی نظام پیدا کرده بودند،لحظه به لحظه رعب و وحشت را در دل مردم می انداختند و این در حالی بود که اعضای هیئت حاکم در سکوتی سنگین به سر می بردند.

    نه زبانی می چرخید و نه دلی می لرزید.نه دستی حرکت می کرد و نه دستوری صادر می شد.تهران 5 روز در بی مدیریتی به سر می برد و رئیس دولت اصلاحات لبهایش را بسته بود و به فریاد ((خاتمی خاتمی حمایتت می کنیم)) کودتاچیان گوش می داد.

    او به بسیج و سپاه اجازه ورود به این جریانات را نداد و این در حالیست که طبق مصوبه شورای عالی ملی اگر نیروی انتظامی قادر به برقراری امنیت و آرامش نباشد سپاه باید وارد صحنه شود.

    تا اینکه در 21 تیر جمعی از فرماندهان ارشد سپاه در نامه ای محرمانه به رئیس جمهور با ابراز نگرانی از خونسردی مسئولان زیربط در حوادث جاری خواستار پایان دادن غائله بود. خلاصه نامه به شرح زیر است: «جناب آقای خاتمی،رسانه های دنیا را بنگرید،آیا صدای دف و دهل آنان به گوش نمی رسد؟ جناب آقای رئیس جمهور اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و به رسالت اسلامی خود عمل نکنید فردا آنقدر دیر و غیر قابل جبران است که قابل تصور نیست....»

    اما خاتمی به این اظهارات وقعی ننهاد و این در حالی بود که رسانه های خارجی اخبار لحظه به لحظه این روزها را با آب و تاب فراوان باز تاب می دادند .همان هایی که 10 روز پیش از وقوع قضیه 18 تیر خبر از آن ازمون حیاتی قدرت در تابستان 78 در ایران می دادند. پیشگویی های نشریه میدل ایست اکونومیک دایجست دنیا درست از آب در آمد و تهران بر سر آزمون قدرت حاضر شده بود.



    در طی این مدت حضور تعدادی از چهره های سر شناس احزاب و تشکل های جبهه دوم خرداد از جمله فاطمه کروبی، فائزه هاشمی،تاج زاده،و...در کوی دانشگاه و در جمع دانشجویان نه تنها به آرام کردن غائله کمکی نکرد بلکه دامنه آن را نیز گسترش داد.اظهار نظر های نسنجیده افرادی چون معاون دانشجویی وزیر علوم که می گفت: «اینها ما را هم که نشسته ایم می زنند چه برسد به شما که ایستاده اید»، طغیان این آتش را بیشتر می کرد و بر وخامت اوضاع می افزود و نهایتا وزیر علوم دولت خاتمی چاره کار را در استعفای مشکوکی دید که از سوی خاتمی پذیرفته نشد.

    تا پایان این 5 روز بیانیه های مختلفی از سوی دفتر تحکیم وحدت،دفتر شیخ یوسف صانعی،سازمان مجاهدین انقلاب و ...دیگر هم سنگران آن ها صادر شد که مبنی بر اعلام یک هفته عزای عمومی برای کشته شدگان واهی این جریانات بود.

    واکنش دولت اصلاحات به صورت هماهنگ و یکدست بی تفاوتی و وانمود کردن به بی خبری بود.وزارت خانه های علوم و کشور نیز کانون تهییج دانشجویان برای استمرار اعتراضات و پیگیری آن بود که باعث عدم فروکش کردن آتش آن جو آلوده بود تهران در خروش بود و خاتمی در خواب.

    واکنش اصلاح طلبان به دو گونه بود که هر دو طریق آن آب را به آسیاب دشمن می ریخت.عده ای که مستقیما از فتنه گران دفاع می کردند و عده ای دیگر هم که با محکوم کردن عناصر نظام فتنه گران را یاری می کردند البته پس از مشاهده راه پیمایی 23 تیر ترجیح دادند که سکوت کنند.

     

    منبع : پایگاه خبری حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما